"نگار - negaar "

"تجربیات تلخ و شیرین شما از ازدواج موقت"
مشخصات بلاگ
"نگار - negaar "

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

با مدد از پیامبر نور و رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم)
به اطلاع کلیه خوانندگان گرامی می رساند ،
" این وبلاگ به هیچ عنوان بنگاه همسریابی نیست "
و با این هدف ایجاد شده تا « تجربیات تلخ و شیرین شما عزیزان از ازدواج موقت » را منعکس نماید .
تا حقیقت و فلسفه ازدواج موقت بیشتر آشکار گردد و زندگیها به جدایی نکشد و از عقد موقت نیز سوء تعبیر نشود .
همچنین خوانندگان جنبه های مثبت این سنت حسنه و هم مشکلات و دردسرهایش را ببینند .
التماس دعا

آخرین نظرات
  • ۸ ارديبهشت ۹۶، ۰۱:۱۶ - ....جلیس العقل ....
    ممنون
  • ۴ ارديبهشت ۹۶، ۱۶:۳۴ - ehsaan2 ehsaan2
    تبریک
  • ۲ ارديبهشت ۹۶، ۱۹:۱۴ - ehsaan2 ehsaan2
    تسلیت
  • ۲۷ فروردين ۹۶، ۱۲:۱۰ - وبلاگ وبلاگ
    تسلیت
نویسندگان

۷۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خاطرات ازدواج موقت» ثبت شده است

شنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۸:۵۳ ب.ظ

تجربیات ازدواج موقت : خدایا غلط کردم مرا ببخش . . .



تجربیات ازدواج موقت : خدایا غلط کردم مرا ببخش . . .

من بچه روستا هستم .

در دوران دانشجویی خیلی دختران مردم را اغفال می کردم و به اصطلاح مخ شان را می زدم .

یک روز خانمی به من پیشنهاد عقد موقت را داد ولی من به او خیانت کردم .

در منزل برادرم که در شهر زندگی می کرد و با همسرش 10 روز به مشهد رفته بودند قرار گذاشتیم .

قبلا دو تا از رفیقهایم را دعوت کرده و به آنها گفته بودم شما پشت پرده مخفی شوید وقتی که من خانم را آوردم شما فیلم بگیرید و بعد با اشاره من داخل شوید و بگویید  اگر با من راه نیایی  فیلمتان را پخش میکنیم .

طبق نقشه من او را آوردم او خودش صیغه را خواند و من قبلت گفتم او مهریه را 14 صلوات قرار داد .

 طبق نقشه من سرفه ای زدم آن دو نفر آمدند و گفتند اگر خودت را در اختیار ما نگذاری ما فیلم داریم و آبرویت را می بریم .

آن زن گفت من گناهی نکرده ام من  خودم را صیغه کرده ام و این کار را برای رضای خدا انجام داده ام . دیگر اینکه خداوند هم از ما فیلم گرفته ، من به هیچ وجه حاضر نیستم  خودم را دراختیار این افراد پست قرار دهم . طبق عهدی که بستم تا دو ساعت دیگر در صیغه تو هستم .

گفتم من سهمم را را به آنها می دهم .

 آن زن چنان سیلی تو گوشم زد که پرده گوشم پاره شد . گفت بی غیرت تو داری ناموست را می فروشی .

آن دو نفر گفتند ما فیلمت را پخش می کنیم . او در جوابشان گفتم من هرچه فکر میکنم خلافی نکرده ام و من این عمل را برای رضای خدا انجام داده ام و خدا هم  وکیل من است او اجازه نمی دهد شما موفق شوید و  اینکار را بکنید . ولی تو یادت باشد روزی را خواهی دید که ناموست در مقابل در چشمان خودت و توسط دوستانت مورد تجاوز می گیرد .

او قبول نکرد . آن دو نفر رفتند اماوقتی میخواستند از داخل کوچه وارد خیابان اصلی بشوند متوجه نشدند و با ماشین پاترول تصادف کرده و درجا کشته می شوند .

هنوز نیم ساعت از وقتش مانده بود من خودم مدت را بخشیدم و قتی که بیرون رفتیم دیدم که مردم سرخیابان جمع هستند وجنازه آن دونفر  گوشه خیابان افتاده است . او به من گفت  این دونفر را دیدی خدا چطور به سزایشان رساند یادت باشد تا تو  هم سزای عملت را خواهی دید.

 این قضیه گذشت تا اینکه بعد از 4سال در اردیبهشت ماه برای کارکردن  به تهران رفتیم .

ما 6 نفر از بچه های یک روستا و دوست بودیم . بچه ها بعد از  ده روز کارکردن به صاحب کار گفتند اگر بتوانی شما خانمی را بیاوری که یک شب خوش باشیم ، ما یک هفته دیگر هم اینجا کار میکنیم و گرنه فردا صبح میرویم.

او گفت من یک دختر دانشجو سراغ دارم به شرطی که شما قول بدهید اینجا باشید و کارم را تمام کنید .بچه ها قبول کردند .

گفت من فردا شب سه کیلو گوشت میخرم . به من گفت شما که آشپزیت خوبه  بپز و بیار باهم بخوریم .

فردا شب من در اتاق دیگر آشپزی می کردم  به من گفت هر وقت غذا را آماده کردی بیاور .

جایی که من آشپزی میکردم  تا اتاق حدود 300 متر فاصله داشت .

صاحب کار به آشپزخانه آمد و گفت من خانم را آوردم شما هم آشپزیت تمام شد  بیا .

دو ساعتی طول کشید من  غذاها را برداشتیم با صاحب کار آمدم کنار اتاق بچه ها .

وقتی داخل شدم صحنه ای را دیدم که دستهایم شل شد و پایم دیگر طاقت راه رفتن را نداشت .

دیدم که آن خانم خواهر خودم است که در آن شهر دانشجو بود .

دلم میخواست  زمین دهان باز کند  و مرا ببلعد و این خواری را نبینم .

یاد نفرین و حرف آن خانم صیغه ای افتادم .

از آن روز به بعد خرد شدم . بعد از چند سال نتوانستم لکه ننگی که بر دامنم گذاشتم پاک کنم  میخواهم بگویم من غلط کردم . شما را به خدا دنبال ناموس مردم نروید اگر بروید در همین دنیا به ناموستان تجاوز می کنند . من تجربه خود را برای شما بیان کردم تا شاید کسی مثل من دچار چنین سرنوشت شومی نگردد .

( برگرفته شده از )


توجه :

ü         خواهشمندیم حتماً پست اول این وبلاگ را نیز به طور کامل مطالعه نمائید .

ü         کپی و انتشار این پست بدون درج منبع و لینک و همچنین کم و زیاد کردن آن شرعاً حرام می باشد .

ü         برای ارسال سرگذشت و یا نظر خود از قسمت ارسال نظر یا تماس با من اقدام کنید .


فهرست سرگذشتها و تجربیات


۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۵۳
يكشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۱۰ ق.ظ

نگاهی متفاوت به "ازدواج موقت"

نگار

نگاهی متفاوت به "ازدواج موقت"

"تجربیات تلخ و شیرین شما از ازدواج موقت"

ازدواج موقت خوب یا بد ؟

نظر شما چیه؟

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۱۰
جمعه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۶، ۰۳:۴۸ ب.ظ

خاطرات ازدواج موقت : کاش متوجه نمی شد ...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۴۸
سه شنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۰۱ ق.ظ

فهرست سرگذشت های ازدواج موقت(صیغه)

فهرست سرگذشت ها و خاطرات



مطالب مرتبط

          نگار : حرف اول

          نگار :  ازدواج موقت آری یا خیر ؟

          نگار : هوسرانی ممنوع

          نگار : داستانی از ترک گناه برای خدا

          نگار : یک تذکر بسیار مهم

          نگار : ترک گناه آسان تر از توبه کردن است

          نگار : پاداش جوان مومن

http://negaar.blog.ir



ردیف

عنوان

72

تجربیات ازدواج موقت :خدایا غلط کردم مرا ببخش . . .

71

 تجربیات ازدواج موقت :کاش متوجه نمی شد ...

70

تجربیات ازدواج موقت : نابود شدم. . .

69

تجربیات ازدواج موقت :نقشه زن صیغه‌ای برای باجگیری از پیرمردها

68

تجربیات ازدواج موقت :مسیر غلط

67

تجربیات ازدواج موقت :خوشبختی یک دختر کارگر با توسل

66

تجربیات ازدواج موقت :حامله شدن یک دانشجو با صیغه موقت و مرگ همسرش

65

تجربیات ازدواج موقت :جعبه میوه

64

تجربیات ازدواج موقت :سفیر نجات

63

تجربیات ازدواج موقت :با او زندگی خوبی را دارم

62

تجربیات ازدواج موقت :درد تنهایی

61

تجربیات ازدواج موقت :در زلزله والدینم را از دست دادم

60

تجربیات ازدواج موقت :به خاطر اعتیاد پدر خواستگار نداشتم

59

تجربیات ازدواج موقت :نظاره گر واقعی خداست.

58

تجربیات ازدواج موقت :اگر نکاح موقت نبودجهان برایم زندان بود

57

تجربیات ازدواج موقت :رونق گرفتن زندگی

56

تجربیات ازدواج موقت :حتی در فقر گناه نکردم

55

تجربیات ازدواج موقت :نسیمی آرام بخش

54

تجربیات ازدواج موقت :غیر از خدا کسی با خبر نشود

53

تجربیات ازدواج موقت :تعصب بی جا و گرفتار شدن

52

تجربیات ازدواج موقت :سوء استفاده از صیغه و تاوان سخت

51

تجربیات ازدواج موقت :برکت زندگی در سایه عقد موقت

50

تجربیات ازدواج موقت :نهر زلال

49

تجربیات ازدواج موقت :وجدان خود را راحت کردم

48

تجربیات ازدواج موقت :رسیدن به آرامش

47

تجربیات ازدواج موقت :خاطره فراموش نشدنی

46

تجربیات ازدواج موقت :عقد موقت باعث شد از گناه نجات پیدا کنم

45

تجربیات ازدواج موقت :دعای پیرزن

44

تجربیات ازدواج موقت :به خاطر خدا و ترک گناه صیغه شدم

43

تجربیات ازدواج موقت :هوس و نابودی

42

تجربیات ازدواج موقت :از ازدواج موقت تا ازدواج دائم

41

تجربیات ازدواج موقت :صیغه بهترین پشتیبان من در دوران دانشجویی

40

تجربیات ازدواج موقت :بهترین خاطره زندگی

39

تجربیات ازدواج موقت :صیغه و نجات از تنهایی

38

تجربیات ازدواج موقت :زودتر از برادرانم سر و سامان گرفتم

37

تجربیات ازدواج موقت :ازدواج موقت بهترین هدیه خدا

36

تجربیات ازدواج موقت :نجات جوان پاکدامن از دست دختر عمه جنایتکار

35

تجربیات ازدواج موقت :وسیله خیر شدم

34

تجربیات ازدواج موقت :روی آوردن دختر خان به زندگی طلبگی

33

تجربیات ازدواج موقت :عنایت حضرت زهرا (سلام الله علیها(

32

تجربیات ازدواج موقت :سربازی که در خدمت بیوه زنی را صیغه کرد

31

تجربیات ازدواج موقت :خوشبختی ام را از عقد موقت می دانم

30

تجربیات ازدواج موقت :عاقبت بچه یتیم

29

تجربیات ازدواج موقت :از درد چندین ساله راحت شدم

28

تجربیات ازدواج موقت :در درگاه خدا گریه می کرد

27

تجربیات ازدواج موقت :خداوند گناهانش را بخشید

26

تجربیات ازدواج موقت :خیال مادربزرگم راحت شد

25

تجربیات ازدواج موقت :آیا شما با این مطالب موافقید؟

24

تجربیات ازدواج موقت :دست رد

23

تجربیات ازدواج موقت :هر دو از خدا غافل شده بودیم

22

تجربیات ازدواج موقت :راز کسی را افشاء نکنید

21

تجربیات ازدواج موقت :خودم را از حرام نجات دادم

20

تجربیات ازدواج موقت :فرشته نجات من بود

19

تجربیات ازدواج موقت :بهترین لحظات عمر

18

تجربیات ازدواج موقت :سرمایه ای در سختیها

17

تجربیات ازدواج موقت :دعای آن مرد

16

تجربیات ازدواج موقت :من این خوشبختی را از برکت عقد موقت می دانم

15

تجربیات ازدواج موقت :نفرینم کرد

14

تجربیات ازدواج موقت :تجربه ای شیرین

13

تجربیات ازدواج موقت :چشیدن شیرینی عبادت

12

تجربیات ازدواج موقت :بنای زندگی

11

تجربیات ازدواج موقت :نردبان خوشبختی

10

تجربیات ازدواج موقت :از من بزرگتر است

9

تجربیات ازدواج موقت :تنها وسیله نجات

8

تجربیات ازدواج موقت :سرگذشت یک کارگر روزمزد

7

تجربیات ازدواج موقت :عقد موقت و سعادتمندی آخرت

6

تجربیات ازدواج موقت :خداوند مرا با عقد موقت از گناه پاک کرد

5

تجربیات ازدواج موقت :ازدواج موقت نعمتی از نعمتهای الهی

4

تجربیات ازدواج موقت :فریب به بهانه ازدواج موقت

3

تجربیات ازدواج موقت :ازدواج موقت در دوران دانشجویی

2

تجربیات ازدواج موقت :دختری مثل یک دسته گل دارم به اسم فاطمه الزهرا

1

تجربیات ازدواج موقت :از فقر تا بی نیازی



۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۰۱
پنجشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۵۶ ق.ظ

تجربیات ازدواج موقت : نابود شدم . . .


تجربیات ازدواج موقت : نابود شدم . . .




این خاطره را یک مشاور خانواده نقل کرده است :

روزی دختر خانمی که به دلیل فوت پدر، اجازه ­اش ازدواجش در دست خودش بود، سراسیمه به مرکز مشاوره مراجعه کرد.

این دختر با پسری رفیق می ­شود و بعد با یکدیگر صیغه­ ی محرمیت می­ خوانند.

رابطه­ ی عاطفی میان این دو آن قدر صمیمانه می­ شود که کاملا یقین می­ کنند ازدواجشان حتمی است.

روی همین اساس متأسفانه دختر، خانم بکارت خود را در معاشرت با پسر از دست می­ دهد.

بعد از مدتی پسر به دلیل ممانعت خانواده­ اش از ازدواج با او سر باز می  ­زند و با یک معذرت خواهی ساده او را به حال خود رها می­ سازد و دنبال کار خود می­ رود.

حالا این دختر مانده بود با مشکل بزرگی که زندگی آینده­ ی او را در هاله­ ای از ابهام قرار داده بود! 


خواهشمندیم حتماً پست اول این وبلاگ را نیز به طور کامل مطالعه نمائید .

کپی و انتشار این پست بدون درج منبع و لینک و همچنین کم و زیاد کردن آن شرعاً حرام می باشد .

منبع


فهرست سرگذشتها و تجربیات




۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۵۶
يكشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۳۷ ب.ظ

نگار : نقشه زن صیغه‌ای برای باجگیری از پیرمردها

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۳۷
پنجشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۵۰ ب.ظ

یک تذکر بسیار مهم

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۵۰
پنجشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۵۴ ب.ظ

حرف اول


« تجربیات تلخ و شیرین شما عزیزان از ازدواج موقت »

بسم الله الرحمن الرحیم

با صلوات بر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان پاکش

در خلاصه الاخبار از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)نقل شده که یک روز به یارانش فرمود:

«‌برادرم جبرئیل ، از پروردگارم برایم هدیه‌ای آورد که خداوند به هیچ یک از پیامبران پیش از من هدیه نکرده بود و آن متعه ( ازدواج موقت) است.»

لئالی ج 3 ص 243

 سخن اول

ازدواج موقت یک اقدام و راه کارشرعی است برای کسانی که هیچ راهی برای رفع نیاز جنسی و روحی خود از حلال ندارند یا از شرایط و موقعیت لازم برای ازدواج دائم برخوردار نبوده و ممکن است به گناه و حرام بیافتند .


ادامه این مطلب را تا آخر بخوانید

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۵۴