"نگار - negaar "

"تجربیات تلخ و شیرین شما از ازدواج موقت"
مشخصات بلاگ
"نگار - negaar "

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

با مدد از پیامبر نور و رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم)
به اطلاع کلیه خوانندگان گرامی می رساند ،
" این وبلاگ به هیچ عنوان بنگاه همسریابی نیست "
و با این هدف ایجاد شده تا « تجربیات تلخ و شیرین شما عزیزان از ازدواج موقت » را منعکس نماید .
تا حقیقت و فلسفه ازدواج موقت بیشتر آشکار گردد و زندگیها به جدایی نکشد و از عقد موقت نیز سوء تعبیر نشود .
همچنین خوانندگان جنبه های مثبت این سنت حسنه و هم مشکلات و دردسرهایش را ببینند .
التماس دعا

آخرین نظرات
  • ۱۴ خرداد ۹۶، ۲۱:۳۲ - kerman man
    تسلیت
  • ۱۳ خرداد ۹۶، ۲۲:۰۸ - ehsaan2 ehsaan2
    ممنون
  • ۱۳ خرداد ۹۶، ۲۲:۰۶ - kerman man
    عالی
نویسندگان
شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۳۸ ب.ظ

عنایت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

عنایت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

اگر عنایت بی بی نبود وضعیت سختی پیش رو داشتم . در اول زندگی زیر بار قرض افتادم و دچار ربا گشتم .

وقتی که قرضدار شدم زن بیوه ای که بچه دار نمی شد و حدود ۱۰ سال از من بزرگتر بود و در وضعیت مالی خوبی بود در مسیر زندگیم قرار گرفت و گفت همسرت را طلاق بده و با من ازدواج کن من تمام بدهیت را می دهم  .

 من هم همسر قبلی ام را که زنی متدین و قانع بود را طلاق دادم و با این خانم با مهریه ی ۱۳۵۷ سکه بهار آزادی ازدواج کردم . قرض هایم را داد و چند سالی در خوشی بودیم . ولی اختیار چیزی را نداشتم ایشان نه مقید به دین بود و نه پایبند حجاب . یک روز آمدم خانه و  او را در حال زنا دیدم . وقتی اعتراض کردم ایشان مهریه اش را به اجرا گذاشت و مرا زندانی کرد هفت سال در زندان بودم که ایشان براثر بیماری ایدز از دنیا رفت من آزاد شدم ولی همسر اولم که با خدا بود بعد از طلاق من با پسر خاله اش که همسرش در اثر زایمان از دنیا رفته بود ازدواج کرده بود . ایشان مهندس ساختمان بود و زندگی خیلی خوبی را دارد سه تا بچه دارند و چندین مغازه و آپارتمان و سهام کارخانه

در زندان با یکی از روحانی آشنا شده بودم که با ماشین تصادف کرده بود و قتل غیر عمد داشت . ایشان مرا نصیحت می کرد که حضرت زهرا(سلام الله علیها) مشکل گشاست . به بی بی توسل پیدا کردم و بعد از آزادی نگهبان یک انبار شدم . کم کم با یک خانم آشنا شدم که شوهرش را در تصادف از دست داده بود و صاحب حقوق بیمه شوهر و منزل و ماشین بود . ایشان را صیغه کردم ایشان زن مومنی است زندگیمان را با زیارت حضرت زهرا(سلام الله علیها) شروع کرده ایم و بعد یک سال  خداوند دختری به ما داد که اسمش را فاطمه گذاشتم و حضرت زهرا(سلام الله علیها) زندگی آرام و خوبی را برایم رقم زده است .

( برگرفته شده از )

 

توجه :

ü         خواهشمندیم حتماً پست اول این وبلاگ را نیز به طور کامل مطالعه نمائید .

ü         کپی و انتشار این پست بدون درج منبع و لینک و همچنین کم و زیاد کردن آن شرعاً حرام می باشد .

ü         برای ارسال سرگذشت و یا نظر خود از قسمت ارسال نظر یا تماس با من اقدام کنید .


فهرست سرگذشتها و تجربیات


نظرات  (۱)

" تجربیات تلخ و شیرین شما از ازدواج موقت "

سرگذشت های تلخ و شیرین خودتان از ازدواج موقت را برای ما ارسال کنید

negaar.blog.ir