نگار

تجربیات تلخ و شیرین شما از ازدواج موقت
مشخصات بلاگ
نگار

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

با مدد از پیامبر نور و رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم)
به اطلاع کلیه خوانندگان گرامی می رساند ،
" این وبلاگ به هیچ عنوان بنگاه همسریابی نیست "
و با این هدف ایجاد شده تا « تجربیات تلخ و شیرین شما عزیزان از ازدواج موقت » را منعکس نماید .
تا حقیقت و فلسفه ازدواج موقت بیشتر آشکار گردد و زندگیها به جدایی نکشد و از عقد موقت نیز سوء تعبیر نشود .
همچنین خوانندگان جنبه های مثبت این سنت حسنه و هم مشکلات و دردسرهایش را ببینند .
التماس دعا

آخرین نظرات
  • ۷ مهر ۹۵، ۰۹:۵۸ - گل نرگس
    سپاس
نویسندگان
چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۰۸ ب.ظ

برکت زندگی در سایه عقد موقت

برکت زندگی در سایه عقد موقت

جوان بودم و مجرد . یک زن دایی داشتم که در بچگی به من محبت می کرد و انسان مومن و متدینی بود . زن داییم از شهر دیگری بود و بعد از مرگ خدا بیامرز دایی ام  تنها و با حقوق بیمه او  و کرایه مغازه ها زندگیش را می گذارند .

مادرم  از زن دایی ام خوشش نمی آمد چون می گفت آن وصله تن ما نبودند و این زن باعث شده تا برادرش اجاقش کور باشد و بچه دار نگردد و برادرش تمام اموالش را به او داده است .

این زن در شهر ما تنها بود تا اینکه یک روز پایش می شکند و هیچ کس به ملاقات و کمکش نمی رود . من بر خلاف مادرم ، به دایی و خانمش علاقه مند بودم . او را به بیمارستان بردم و از او پرستاری کردم و به دروغ گفتم عمه من است .

برای اینکه محرم باشم صیغه عقد موقت بستم تا بتوانم  او را نظافت کنم . روزی چندین بار به او سر می زدم  و هرچه لازم داشت برایش فراهم می کردم ، بدون اینکه مادر متوجه شود .

حتی بعد از بهبود یافتن وضعش به او سر می زدم . تا اینکه به من گفت خواهشی از شما دارم من به تو محرم شده ام تا وقتی ازدواج نکردی هر وقت خواستی  خودت را ارضا کنی من در خدمتت هستم . اول  ترسیدم ، فکر کردم که گناه دارد  وقتی نماز جماعت به مسجد رفتم بعد از نماز از روحانی سوال کردم ایشان ثواب اینکار را برایم شرح داد . و گفت خیر دنیا و آخرت را دارید .

عصر رفتم منزلش و به او گفتم ببخشید اول فکر می کردم گناه دارد وقتی از روحانی سوال کردم به من گفت  ثواب داره و خدا را خوش می آید . اما  تو می دانی که  من مهریه ندارم . زن دایی گفت  تا زمانی که زن نگرفتی من صیغه تو می شوم  و هرچه اموال دارم بعد از مرگم بنامت تو می کنم .

قبول کردم . زن داییم حدود 21سال از من بزرگتر بود و من 22 ساله بودم . باهم وضو گرفتیم و دو رکعت نماز شکر را خواندیم . چندی بعد زن دایی ام حامله شد . حتی می خواست بچه اش را سقط کند قبول نکردم گفتم حرام نیست . با او به محضر رفتم  و در محضر عقدمان را ثبت کردیم . به زن دایی گفتم  بیا دو سه سالی از این شهر برویم . او خانه  و مغازه هایش اش را فروخت و در شهر قم دیگری خانه ای خریدیم . یکی از واحدهای آن را به خانواده فقیری داده که او به جای کرایه خدمتکارش هم می باشد.  من ماهی دو سه بار به او سر می زدم تا اینکه فرزندمان به دنیا آمد .

مستاجر مان دو دختر دارد که تمام کارهای زن دایی را به جای کرایه انجام می دادند . دو سال بعد بچه دوم به دنیا آمد من هم داماد نشدم و هیچ کس از این موضوع خبردار نبود .

هرچه مادرم می گفت ازدواج کن می گفتم باشد . تا اینکه یک روز زن دایی به من پشنهاد ازدواج با دختر مستاجر را داد و به من گفت با او ازدواج کن هم من تنها نیستم  و هم خودت  اذیت نمی شوی از حرف مردم .

قبول کردم ولی با گذشت چهار سال او بچه دار نمی شد . فقط دو تا پسر از زن دایی دارم و دکترها گفته اند خانمت نمی تواند حامله شود . به زن دومم گفتم نگران مباش . بچه دومم باشه مال تو . به خدا قسم  اینقدر زندگی خوبی دارم که خدا می داند . تا اینکه چند وقت پیش  پدر و مادرم را به شهر قم آوردم و آنان را به خانه خود بردم و همسرانم را برایشان معرفی کردم . پدر و مادرم خوشحال شدند و گفتند ماهم به قم می آییم . الان والدینم هم به قم آمدند و در سایه حضرت معصومه (سلام الله علیها) زندگی می کنیم .

( برگرفته شده از )


توجه :

ü         خواهشمندیم حتماً پست اول این وبلاگ را نیز به طور کامل مطالعه نمائید .

ü         کپی و انتشار این پست بدون درج منبع و لینک و همچنین کم و زیاد کردن آن شرعاً حرام می باشد .

ü         برای ارسال سرگذشت و یا نظر خود از قسمت ارسال نظر یا تماس با من اقدام کنید .

نظرات  (۲)

" تجربیات تلخ و شیرین شما از ازدواج موقت "

سرگذشت های تلخ و شیرین خودتان از ازدواج موقت را برای ما ارسال کنید

negaar.blog.ir



سلام .

من بدنبال یک همسرصیغه ای هستم میتونید کمک کنید



پاسخ:

با سلام خدمت شما

همانطور که قبلاً هم ذکر کردیم

" این وبلاگ بنگاه همسریابی نیست "

و با این هدف ایجاد شده تا « تجربیات تلخ و شیرین شما عزیزان از ازدواج موقت » را منعکس نماید .

" موفق باشید "



ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">