"نگار - negaar "

"تجربیات تلخ و شیرین شما از ازدواج موقت"
مشخصات بلاگ
"نگار - negaar "

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

با مدد از پیامبر نور و رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم)
به اطلاع کلیه خوانندگان گرامی می رساند ،
" این وبلاگ به هیچ عنوان بنگاه همسریابی نیست "
و با این هدف ایجاد شده تا « تجربیات تلخ و شیرین شما عزیزان از ازدواج موقت » را منعکس نماید .
تا حقیقت و فلسفه ازدواج موقت بیشتر آشکار گردد و زندگیها به جدایی نکشد و از عقد موقت نیز سوء تعبیر نشود .
همچنین خوانندگان جنبه های مثبت این سنت حسنه و هم مشکلات و دردسرهایش را ببینند .
التماس دعا

آخرین نظرات
  • ۸ ارديبهشت ۹۶، ۰۱:۱۶ - ....جلیس العقل ....
    ممنون
  • ۴ ارديبهشت ۹۶، ۱۶:۳۴ - ehsaan2 ehsaan2
    تبریک
  • ۲ ارديبهشت ۹۶، ۱۹:۱۴ - ehsaan2 ehsaan2
    تسلیت
  • ۲۷ فروردين ۹۶، ۱۲:۱۰ - وبلاگ وبلاگ
    تسلیت
نویسندگان

حامله شدن یک دانشجو با صیغه موقت و مرگ همسرش

از روستا برای تحصیل به شهر آمدم و در دانشگاه درس می خواندم . چون چادری و محجبه بودم ، همکلاسی هایم مرا مسخره می کردند . با پسری آشنا شدم که با ایمان بود . به من وعده ازدواج داد. چون پدرم مرده بود با او صیغه محرمیت را خواندیم.  وضع مالیش خوب بود یک خانه ۶۰ متری کرایه کرده بودیم . مدتی گذشت بار دار شدم به همسرم موضوع را گفتم . قرار شد به کسی چیزی نگوییم . ماه نهم را سپری می کردم که شوهرم بر اثر تصادف فوت کرد . گرچه محرم بودیم ولی در هیچ محضر رسمی صیغه را ثبت نکرده بودیم و شاهدی هم نداشتیم. دنیا روی سرم خراب شد . 
آن روز نماز استغاثه به حضرت زهرا (سلام الله علیها) را خواندم و خواستم که بی بی مرا کمک نماید . یک روز به نوبت زایمانم بود ، بسیار گریه کردم و به خدا گفتم خدایا خودت صیغه را حلال کردی من به خاطر ترک گناه و به امید ثواب تن به این کار دادم از همه کس بریدم و تنها حامی ام را گرفتی .
غیر از تو کسی را ندارم تو به من آرامش بده و ذلیلم نکن . تا عمر  دارم هر روز ۱۰۰ صلوات به بی بی هدیه می کنم .

در این هنگام دیدم مادر و دختری با لباس مشکی آمدند و مرا در آغوش گرفتند و گریه می کردندقربون عروس گلم و ….

خواهرش گریه کرد و گفت شب گذشته خواب برادرم را دیدم . گفت خواهرم زن و بچه ام را تنها نگذار . گفتم مگر داماد شدی .گفت بله من یک بچه دختر دارم که دو روز دیگر متولد می شود اسمش را فاطمه بگذارید .

شما را معرفی کرد و  این آدرس به من داد و وقتی داخل اتاق قاب عکس من و برادرش را دید و لباسها و دیگر مدارک را دید ، حقیقت برایشان معلوم گردید . خواهرش پرستارم شد و گفت بعد از تولد بچه ، او را به خانه پدر می آوریم.
پدر شوهرم یک گوسفند جلوی ما ذبح کرد و مرا بوسید و گفت تو مثل دختر مایی . مرا تحویل می گرفتند و بچه را نوازش می کردند . بعد از تمام شدن عده پدر شوهرم به اتاقم آمد و گفت دخترم اگر دلت خواست همیشه اینجا باشید و بچه را بزرگ کنی ، تمام مخارج تو را میدهم و ارثی که به پسرم می بایستی می دادم به فرزندش می دهم . اگر هم در خانه پدرتان راحت تر هستی باز من خرجی و سهم شما را می دهم . من با پسر کوچکم صحبت کردم و او قبول کرده اگر تو قبول کنی تو را به عقد او در بیاورم.  گفتم اجازه من دست شماست . من پدری ندارم و شما پدر مایی . عاقد را به خانه آورد و عقد دائم بست .
بعد از یک هفته یک خانه با جهیزیه کامل برایمان خرید و از این ازدواج خدا پسری داد که اسم همسر اولم را بر او گذاشتیم  .
پدر شوهرم کارخانه دار می باشد ایشان دو پسر و یک دختر دارد که در حوزه درس می خوانند.
وقتی برادر و مادرم به همراه ما به منزلمان آمدند و با این خانواده آشنا شدند ، برادرم با خواهرشوهرم ازدواج کرد . الان شوهرم مدیر و برادرم حسابدار کارخانه است . بدانید توکل به خدا و توسل به حضرت زهرا(سلام الله علیها) یک زن بی پناه را چه طور عزیز کرده است . محبت به بی بی تنها رمز موفقیتم بود . من از خدا نا امید نشدم که خودکشی بکنم و باز هم از خدا کمک گرفتم .

( برگرفته شده از )


توجه :

ü         خواهشمندیم حتماً پست اول این وبلاگ را نیز به طور کامل مطالعه نمائید .

ü         کپی و انتشار این پست بدون درج منبع و لینک و همچنین کم و زیاد کردن آن شرعاً حرام می باشد .

ü         برای ارسال سرگذشت و یا نظر خود از قسمت ارسال نظر یا تماس با من اقدام کنید .


فهرست سرگذشتها و تجربیات


نظرات  (۳)

" تجربیات تلخ و شیرین شما از ازدواج موقت "

سرگذشت های تلخ و شیرین خودتان از ازدواج موقت را برای ما ارسال کنید

negaar.blog.ir


چه سرنوشت غمگینی !


چه سرنوشت غمگینی !

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی